اميرو كاراش4
چیزی در کلامم نیست
جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند
مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند
اين روزها خيلي خيلي شيطون شده و اصلا نميتونيم شما رو يه جا نگه داريم تا از بيرون مياي هنوز در خونه رو باز نكرده ميبينيم رفتي توي كمد يا به خاطر شما تمام ميز عسلي ها رو جمع كرديم ولي باز هم شما رفتي بالاي ميز تلويزيون و از اونجا برام دست تكون ميدي به خاطر شما كلا ميز تلويزيون شده جاي عروسكات و اسباب بازيهات و كلا هر وقت ميخواي بشيني توي ميز تلويزيون ميشيني خيلي خيلي به آب علاقه داري و مامان مجبوره وقتي كه توي آشپزخونه كار داره سينك ظرفشويي رو پر از آب كنه كه شما آب بازي كني و مامان به كاراش برسه البته بايد خيلي مراقب باشم كه نخواي از بالاي سينك بياي پايين اصلا متوجه ارتفاع نيستي و خودتو پرت ميكني همه جا همش مامان ميترسه كه نكنه خداي نكرده اتفاقي برات بيفته و ديگه اينكه به خاطر شما همه جا رو مامان با طناب يا با چسب بسته مثل كابينت هاي آشپزخونه، ميز تلويزيون، كشوي لباسها، كشوي آئينه توالت و خيلي چيزاي ديگه كه حسابش از دستم رفته بايد بگم كه همش بايد مراقبت باشيم كه بلايي سر خودت نياري چون اصولا شما اصلا به جلوتون نگاه نميكني و همش توي در و ديوار هستي و هميشه يه جاي بدنت و مخصوصا صورتت كبود هست
















اميرو كاراش4 
