هفت ماه تمام
سلام عزيزم سلام پسرم سلام عشقم امروز بعد از مدتها اومدم تا برات بنويسم تو امروز دقيقا هفت ماه هست كه اومدي تو دل مامان نشستي زندگي منو بابا حسين رو غرق در خوشحالي كردي
حالا حركاتت رو كاملا روي دلم حس ميكنم چند وقت پيش آقاجون بهم گفت كه حركاتت رو بهش نشون بدم ولي انقدر تو شيطوني هستي كه هر چي لباسمو به بدنم چسبوندم هر چي شيريني خوردم تكون نخوردي كه نخوردي كه آقا جوني با نگراني بهم گفت كه اصلا ني نيت حركت مي كنه يا نه كه منم بهش گفتم آره ولي اگه كسي بهش زول بزنه اون كاملا حس ميكنه و تكون نمي خوره ولي يه روزي بهت قول ميدم كه حركاتت رو بهش نشون بدم البته بايد بگم كه حركاتت مثل بازي فوتبال ميمونه انقدر لگد ميزني كه بعضي وقتا گريه ميكنم از شدت درد ولي با تمام اين سختي ها زيبايي هاي خودش رو هم داره و ماماني لذت ميبره از اين كه تو وجودش تو نازنين رو داره پرورش ميده از خدا ممنونم كه همچين گلي رو به من وبابا حسين تقديم كرده و ما رو لايق اين دونسته كه پدر و مادر تو باشيم
اين روزها بيشتر به تو فكر ميكنم تا موضوعات ديگه ،همش در حال تجسم چهره زيبا و معصوم تو هستم .و شب و روز از خدا ميخوام كه صحيح و سالم و صالح بياي راستي هفته پيش رفتم دكي و برام سونوگرافي سه بعدي نوشت وقتي كه انجام دادم فكرميكني قيافت شبيه به كي هست دقيقا شبيه بابايي هستي البته باز هم وقت مونده تا تغيير چهره بدي ولي از وقتي كه اون عكس و ازت ديدم به شدت بهت وابسته شدم و هميشه اون عكس جلوم هست و قربون صدقه تو ميرم و از اين بابت خوشحال هستم كه شبيه بابا حسين هستي چون احساس ميكنم بابايي از هر لحاظي زيباتر چون قيافه مردونه داره و تو هم چون مرد كوچك ما هستي بايد شبيه بابايي باشي خيلي دوستت داريم و از همه بيشتر من دوستدار هميشگي تو مامان آذر


هفت ماه تمام
