اولین مسافرت
تعطیلات عید شروع شده و طبق معمول همیشه ما باید به شمال سفر کنیم ولی این بار اول خونه عمه فرشته بعدش میریم به کلاردشت خونه عمو حمید
مامانی کلی وسیله برات برداشته از لباس گرم؛ لباس معمولی ،دورپیچ، قنداق فرنگی تا رختخواب گرفته همه رو برات برداشتم که کم و کسری نداشته باشی تازه چون تو ایام عید باید واکسن دوماهگیت رو میزدی از درجه تب و استامنیفن هم شامل وسایل آقاپسر ما شد در کل باید بهت بگم که صندوق عقب ماشین بابا مخصوص امیرمحمد مامان شد و دیگه جایی برای چمدان بابا و مامان نبود.
قبل از سفر همه سفارش به بابایی کردن که آروم رانندگی کنه و پسمل ما هم توی کریرش عقب ماشین باشه و وقتی که مامانی میخواد شیر بده بابایی یه جایی صبر کنه تا مامانی شیر امیرمحمد رو بده و اینطوری شد که سفرما آغاز شد.
این هم عکس توی یکی از میدان های ساری 
بازهم امیرمحمد بغل بابا در خواب ناز

امیرمحمد با مامانی و بابایی

امیرمحمد لب دریا و باز هم خواب


این هم عکسای لاهیجان توی باغ چایی





اولین مسافرت
