اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

نفس مامانی و بابایی

واکسن دوماهگی

1392/1/11 10:34
317 بازدید
اشتراک گذاری

بله چقدر زمان زود میگذره درست دیروز بردمت واکسن دوماهگیت رو زدی خیلی استرس داشتم نمی دونستم باید چیکار کنم ولی خب خدارو شکر چون خونه عمو حمید بودیم زن عمو خاطره بود قبل از رفتن به درمانگاه حدود٧ قطره بهت استامنیفن دادم که خدایی نکرده زیاد اذیت نشی وقتی که رفتیم درمانگاه مسئول درمانگاه قد و وزنت رو اندازه گرفت و گفت همه چیز خوب هست حدود ٤ کیلو  وزنت بود بعد من از اتاق اومدم بیرون و بابا به همراه زن عمو توی اتاق موندن و آقا پرستار مهربون واکسن فلج اطفال و بهت داد خوردی بعد توی هر دوتا پاهات واکسن زد جیغی زدی که تمام اعضای بدن مامان لرزید

niniweblog.com

داشت گریه ام در می اومد چون اصلا طاقت ندارم  کوچکترین ناراحتیت و ببینم ولی خب چاره ای نیست برای سلامتیت هست باید زده بشه  ولی خب زیاد اذیت نشدی خدا رو شکر  میکنم که امیرمحمدمامان قوی هست

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)