واکسن دوماهگی
بله چقدر زمان زود میگذره درست دیروز بردمت واکسن دوماهگیت رو زدی خیلی استرس داشتم نمی دونستم باید چیکار کنم ولی خب خدارو شکر چون خونه عمو حمید بودیم زن عمو خاطره بود قبل از رفتن به درمانگاه حدود٧ قطره بهت استامنیفن دادم که خدایی نکرده زیاد اذیت نشی وقتی که رفتیم درمانگاه مسئول درمانگاه قد و وزنت رو اندازه گرفت و گفت همه چیز خوب هست حدود ٤ کیلو وزنت بود بعد من از اتاق اومدم بیرون و بابا به همراه زن عمو توی اتاق موندن و آقا پرستار مهربون واکسن فلج اطفال و بهت داد خوردی بعد توی هر دوتا پاهات واکسن زد جیغی زدی که تمام اعضای بدن مامان لرزید
.gif)
داشت گریه ام در می اومد چون اصلا طاقت ندارم کوچکترین ناراحتیت و ببینم ولی خب چاره ای نیست برای سلامتیت هست باید زده بشه ولی خب زیاد اذیت نشدی خدا رو شکر میکنم که امیرمحمدمامان قوی هست
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن دوماهگی
