اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

نفس مامانی و بابایی

10 هفتگي من

1391/5/3 12:08
261 بازدید
اشتراک گذاری

فرشته كوچولوي ما امروز وارد هفته دهمش شده چه حس قشنگي وقتي هر روز بزرگتر و بزرگتر ميشي و ماماني بيشتر احساس مادر بودن پيدا ميكنه.ماماني توي تمام لحظاتي كه تنها هست فقط و فقط به تو فكر مي كنه به تويي كه تمامي وجودشو در برگرفتي و  هر روز وجود تو رو بيشتر و بيشتر حس مي كنه.ماماني نمي دونه با چه كلماتي اين لحظات رو برات تعريف كنه فقط ميتونه برات بنويسه تا حالا انقدر شاد و خوشحال نبوده و تا حالا همچين حس قشنگي نداشته البته خيلي ها بهش ميگفتن حس مادرانه يه حس ديگه هست ولي  فكر نمي كرد انقدر تفاوت داشته باشه از اين كه از همه چيز خودت بگذري براي كس ديگه كسي كه هنوز حضور فيزيكيش رو به طور كامل احساس نكردي عزيز دلم هر روز تو سايتاي مختلف ميگردم ببينم تو توي هفته هاي مختلف چه تغييراتي رو مي كني توي اين هفته تو حدود2.5 سانت و وزنت كمتر از 8 گرم هست توي اين هفته تو بحراني ترين مرحله رشدت رو پشت سر گذاشتي تو موهايي شبيه به كرك هلو داري ناخنهاي انگشتان دست و پا داري و خيلي چيزاي ديگه كه توي اين هفته ظاهر مي شن پاهاي تو بزرگتر از قبلش هست و تو توي شكم مامان ميتوني لگد بزني البته مامان نمي فهمه لگداي تو رو .

لحظه شماري ميكنم براي اينكه بدونم جنسيتت چي هست تا بپرم برم بهار برات خريد كنم آخه ماماني عاشق خريده مخصوصا خريدي كه براي گل سر سبد خونش باشه در هر حال ماماني ميخواد بهت بگه عاشقته خيلي زيادقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

بابایی
27 تیر 91 15:24
(نقل قول از مامانی : در هر حال ماماني ميخواد بهت بگه عاشقته خيلي زياد.) بابایی هم میگه نیومده خیلی عزیزی و همه چیز ما شدی
بابایی
27 تیر 91 15:54
کوچولوی من

خاله عاطفه
31 تیر 91 9:26
منم از اين كه تو دل ماماني هستي و ماماني كنارم اينجاست و هر روز حالتها و هيجانش با حضور تو تغيير پيدا ميكنه برام خيلي قشنگه .. ميدونم كه با اومدنت يه عالمه بركت و شادي براي مامان مياري...


منم از خدا خواستم خيلي خيلي زود به خاله عاطفه يه ني ني خوشگل بده كه تمام قشنگي هايي كه تو براي من به ارمغان آوردي ني ني اون هم براش به ارمغان بياره