اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

نفس مامانی و بابایی

واكسن شش ماهگي

1392/5/10 12:48
247 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ماماني ميخواد ببرت واكسن بزنه ولي بازهم دلشوره و باز هم اضطراب انگار هر دفعه كه ميخوام ببرمت از سري قبل بيشتر دچار استرس و اضطراب كه انگار تمومي نداره هفته پيش كه بردمت دكتر وزنت 8.900 بود قدت 66 و دور سرت44 بهت 18 قطره استامنيفن دادم و ميخوام با بابايي بريم مركز بهداشت زاگون تا برات واكسنت رو بزنن اميدوارم اذيت نشي

خب خدا رو شكر دست خانم پرستار خوب بود و شما زياد اذيت نشدي به خاطر همين بعدازظهر با عمو محمد رفتيم سيدارون تا شما حالشو ببرين البته يه كمي تب دارين كه اين طبيعي هست

وقتي اميرمحمد دلش نميخواد كسي بگيرش

وقتي اميرمحمد گلابي رو سفت ميگيره و كسي هم نميتونه اونو ازش بگيره

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بابایی
6 شهریور 92 11:38
عجب روزی بود البته اینو بگم که هم خوش گذشت هم اینکه از بی قراری تو به خاطر واکسن 6 ماهگیت کلافه شدیم اما همه این سختی ها با وجود بودن تو از عسل هم شیرین تره