اولین عاشورا
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”
حسینی
باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد
اولین عاشورایی که پسرم در کنارم بود معنای دیگه ای داشت با تو بودن همه چیز معنای دیگه ای داره
باید برات بگم که مامانی اصلا شلوغی رو دوست نداری وقتی که وارد هیئت میشدیم خودتو بهم میچسبوندی و همش غر میزدی و اصلا بغل هیچ کس نمی رفتی با اینکه پسره خوش اخلاقی هستی ولی همش اخم میکردی و گریه همراهش بود ولی در کل با تمام سختی ها بهمون خوش گذشت رفتن به زاگون چون تمام فامیل اونجا بودن بعدازظهر هم رفتیم امام زاده عبداله البته باید بهت بگم این چند روز همش بارون می اومد و روز عاشورا برف گرفته بود و تو اولین برف زندگیت رو هم تجربه کردی
عکسا در ادامه مطلب


قربون اون دندونات که انقدر قشنگه

پشت پنجره آشپزخونه به بیرون نگاه میکنی

اینجا هم صحن امام زاده که نشستی رو زمین



با اینکه انقدر تنم کرده بودن که نمیتونستم تکون بخورم ولی از شدت سرما تمام بینیم و صورتم قرمز شده بود

یه عکس یادگاری با خاله اکرم و آبجی مبینا تو حیاط امام زاده عبداله


اولین عاشورا
