باید بگم که خیلی خیلی دوست دارم
عزیز دلم باید بهت بگم که هر وقت که از سرکار برمی گردم و شما کاملا حواستون به بازی هست وقتی که منو میبینی کلا همه چیزو رها میکنی و به سمتم می یاد و با صداهای قشنگت بهم میفهمونی که دیگه طاقتت برای شیر خوردن تموم شده و باید بهت شیر بدم هر چند که مامان جون نمیزاره گشنه بمونه ولی خب دیگه پسمله وابسته هست به شیر چون هنوز خیلی کوچیکی عزیز دلم دیگه برات بگم که هر جا میرم شما هم پشت سرم می یای و همیشه باید مراقب باشم که یه وقتی لای پام نیای و یا پاهام بهت برخورد نکنه از دست شما همه چیزارو جمع کردم که یه وقتی خدای نکرده روی خودت نندازی و باید بهت بگم که جدیدا یاد گرفتی از جلو تلویزیون و روشن و خاموش کنی یا شبکه هاشو عوض کنی و من هی در رفت و آمد هستم و شما رو هی میرم از جلوی تلویزیون میارم و شما باز میری به سمتش و هر وقت که شبکه رو عوض میکنه از ذوق زیاد یه جیغی میزنی و کلی برای خودت حال میکنی کلا خیلی صدا از خودت در می یاری و کافی کسی بهت چیزی بگه همچین گریه میکنی که انگار کتک خوردی یا اتفاقی برات افتاده خیلی ناز داری و با تمام شیطنت هات مامانی خیلی شیرین شدی و بایت بهت بگم خیلی خیلی دوست دارم و عاشقانه میپرستمت


باید بگم که خیلی خیلی دوست دارم
