اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

نفس مامانی و بابایی

باید بگم که خیلی خیلی دوست دارم

1392/9/9 11:19
310 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم باید بهت بگم که هر وقت که از سرکار برمی گردم و شما کاملا حواستون به بازی هست وقتی که منو میبینی کلا همه چیزو رها میکنی و به سمتم می یاد و با صداهای قشنگت بهم میفهمونی که دیگه طاقتت برای شیر خوردن تموم شده و باید بهت شیر بدم هر چند که مامان جون نمیزاره گشنه بمونه ولی خب دیگه پسمله وابسته هست به شیر چون هنوز خیلی کوچیکی عزیز دلم دیگه برات بگم که هر جا میرم شما هم پشت سرم می یای و همیشه باید مراقب باشم که یه وقتی لای پام نیای و یا پاهام بهت برخورد نکنه از دست شما همه چیزارو جمع کردم که یه وقتی خدای نکرده روی خودت نندازی و باید بهت بگم که جدیدا یاد گرفتی از جلو تلویزیون و روشن و خاموش کنی یا شبکه هاشو عوض کنی و من هی در رفت و آمد هستم و شما رو هی میرم از جلوی تلویزیون میارم و شما باز میری به سمتش و هر وقت که شبکه رو عوض میکنه از ذوق زیاد یه جیغی میزنی و کلی برای خودت حال میکنی  کلا خیلی صدا از خودت در می یاری و کافی کسی بهت چیزی بگه همچین گریه میکنی که انگار کتک خوردی یا اتفاقی برات افتاده خیلی ناز داری و با تمام شیطنت هات مامانی خیلی شیرین شدی و بایت بهت بگم خیلی خیلی دوست دارم و عاشقانه میپرستمت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

ریحانه ترجانی
9 آذر 92 12:08
سلام چقدر خوب که لحظات قشنگ این عسل ناز رو ثبت میکنید. وقتی بزرگ شه حتما از خوندن اینها لذت میبره. حتما علاوه بر اینها برای اینده این عسلک برنامه ریزی هایی هم کردید.من هم یه پیشنهاد دارم. بیمه تامین اتیه برای کوچولوتون. اگر دوست داشتید اطلاعات بیشتر داشته باشید ایمیلی یا تلقنی با من تماس بگیرید. من نمایندگی بیمه دارم اما علاوه بر اون پایان نامه کارشناسی ارشدم هم همین موضوع بوده.. ضمن اینکه به خاطر علاقه دیوانه واری که به بچه ها دارم تمرکز کاریمو رو بچه ها گذاشتم که ایشاله اینده روشن تری براشون رقم بخوره ریحانه ترجانی 09123351180و66927015
الهه مامان سایدا
10 آذر 92 7:57
سلام خاله جون ماشالله به این پسر باهوش خاله جون مامانی گفت یه کم مریض بودی ایشالله بلا ازت دور باشه و همیشه سالم و سرحال مشغول شیطنت های بامزه باشی