ده روز به يادماندني
10 روز هست كه اميرمحمد به اين دنيا لبخند زده و همه جا رو گلستان كرده از صبح منتظرم كه خاله اكرم بياد خونمون و پسملي رو ببره حموم و بشوره و مثل يه دسته گل تحويل بده نمي دونم از حموم خوشت مي ياد يا نه ولي هر وقت كه مامان پوشكت رو عوض ميكنه و ميشورتت خيلي آب رو دوست داري ولي نمي دونم وقتي آب بريزيم تو سرت رو هم دوست داري يا نه پس ماماني منتظر ميمونه تا ببيني كه چه اتفاقي مي افته و حالا پسمل ماماني تر و تميز و تپل و مپل فدات بشم كه انقدر ساكتي ...
نویسنده :
آذرمامانی امیرمحمد
12:04





