لگدزدناي شبانه
بعد از مدتها اومدم تا برات بنويسم از روزايي كه ديگه ماماني به طور كامل حركاتت رو احساس ميكنه بايد بگم كه لحظات شيريني هست وقتي ماماني ميفهمه كه تو از اين ور به اون ور ميري و هي به مامان لگد ميزني البته فكر ميكنم كه لگد ميزني شايد هم يه كمي مشت رو هم چاشنيش ميكني ولي در هر صورت هر چيزي كه هست چه لگد و چه مشت هر دوتا شو مامان دوست داره البته بايد بگم كه ماماني فكر ميكنه تو اونجا براي خودت يه زمين بازي راه انداختي كه با هر ضربه اي ماماني درد ميكشه ولي اين دردا هم خيلي لذت بخش هست . چيز جالب ديگه اي هم كه بايد بهت بگم اينكه وقتي ماماني ميخواد بخوابه تازه اميرعلي يادش مي افته كه بايد ورزش كنه و ا...
نویسنده :
آذرمامانی امیرمحمد
13:00


