13بدر
چقدر زمان زود میگذره انگار همین دیروز بود که وسایل و جمع کردم برای این که بیایم سفر ولی الان ١٣ روز میگذره از تعطیلات عید و میخوایم بریم سیزدمونو به در کنیم میخوایم بریم جنگل محله تهی دره با خانواده عمو حمید و مامان و بابای زن عمو خاطره هر سال با اونا میریم خیلی خوش میگذره فقط نگران اینم که خدایی نکرده سرما نخوری بلاخره هوا بهاری هست یه لحظه گرمه لحظه بعدش سرد میشه ولی در کل برات لباس گرم خیلی برداشتم با کلی پتو و دورپیچ
راستی یه روز قبل از ١٣ رفتیم دریاچه ولشت خیلی جای قشنگی بود و خیلی هم خوش گذشت این هم عکسایی از دریاچه ولشت و ١٣ بدر
توراه رفتن به دریاچه ولشت

دریاچه ولشت بغل بابایی و باز هم خواب






و عکسای ١٣ که بلاخره شما بیدار بودی


مامانی وقتی به این عکست نگاه میکنم یاد قدیما می افتم هر کسی از مشهد می اومد از این کلاها سرش میکرد تو که هنوز مشهد نرفتی

و باز هم خواب



13بدر
